سيف بن محمد سيفى هروى

103

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

فخر الدين پناه به قلعهء اسكلجه ، كه امان‌كوه مىخوانند ، برد و نواب و كماة سپاه غور و هرات و خلج و مغول باش و سجزى را بر دروازه‌ها نصب كرد . پادشاه خربنده با تمامت لشكر به پاى قلعهء امان‌كوه رفت . چهار روز قلعه را محاصره كرد . [ 435 ] مؤلّف كتاب : بناليد طبل و بغريد كوس * همى رفت خون از هرى تا به طوس ز شيب و ز بالا فغان بود و واى * فتاده فراوان سر و دست و پاى آن روز تا نماز ديگر طرفين حرب كردند و قرب دو هزار مرد از سپاه پادشاه خربنده به قتل پيوست و سه هزار ديگر زخم خورد . شب [ 436 ] ملك فخر الدين از قلعهء امان‌كوه بيرون آمد و به شهر هرات درآمد و از شهر هم در آن شب عنان عزيمت بر سمت غور تافت . پادشاه خربنده تيغ بركشيد و پياده روى به سوى درب قلعهء امان‌كوه [ 437 ] نهاد . تمامت سپاه پياده گشتند و در يك زمان قلعهء شيب را بگرفتند و چندانى زر و نقره و عدلى سياه و جامه و ساز نبرد به دست آمد كه حدّ و عدّ آن را ضبط و حصر ممكن نبود . پادشاه خربنده به محاصرهء شهر هرات عازم شد . امراء لشكر چون ايسن قتلغ و هلاجو و هرقداق و مولايد و مولاى و دانشمند بهادر و بكتوب و تومان و رمضان و ايسن بهادر از جوانب شهر صف بركشيدند و از درون شهر ، افتخار الدين عيسى و اختيار الدين محمّد هارون و جمال الدين محمد سام و ايلجى خواجه و عمرشاه خواندرى و پهلوان يار احمد كار حرب را مرتب گردانيدند و از دروازه‌ها با مرد فراوان فرود آمدند . ربيعى : يكى جنگ كردند باهم ، چنان * كز امروز تا گاه پيشين زمان زمانه نديد و ندارد به ياد * شمار از فريدون كن و كيقباد هژده روز پادشاه خربنده ، هرات را محاصره كرد و از طرفين قرب ده هزار مرد سپاهى به قتل پيوست . روز نوزدهم شيخ الاسلام خواجه شهاب الدين جامى پيش پادشاه خربنده رفت ، [ 438 ] و گفت : اى پادشاه عادل ، ملك فخر الدين ، در شهر نيست و نكودريان غايب‌اند ، چرا جنگ مىكنى ؟ و به ناحق خون مسلمانان مىريزى ؟ پادشاه خربنده از در شهر برخاست . شهريان همچنان بأس و تهور مىكردند طبل و دهل مىزدند . شيخ الاسلام شهاب الدين جماعتى از مريدان به شهر فرستاد كه هم امروز مبلغ صد هزار دينار از نقدينه و نرمينه و مواشى بيرون فرستيد كه پادشاه عادل خربنده ، فردا مراجعت مىنمايد . [ 439 ] والى شهر ، نماز پيشين را سى هزار دينار بيرون فرستاد و از براى ناموس پادشاه خربنده آوازه كرد كه صدهزار دينار بداديم تا